بازی های طرحواره ای

بازی های طرحواره ای یا کلاف طرحواره ای

به عنوان مثال ارتباط تنگاتنگ طرحواره های اطاعت ایثار معیارهای سختگیرانه به همراه بازداری هیجانی رو در نظر بگیرین. زمانیکه بهم گره می خورن! اطاعت و ایثار در ظاهر بسیار شبیه هم هستند! شما چی فکر می کنین؟ در طرحواره اطاعت افراد” بله قربان گو” های قهاری هستند. میپذیرند و دم نمی زنند! فکر می کنن  خیلی خوش مشرب و اجتماعی هستند؛ ولی اگر کمی بخواهیم تحلیلی نگاه کنیم متوجه می شیم که تنها به دلیل اجتناب از مخالفت کردن و اعتراض کردن، میپذیرند و سازگار میشوند.

انگار که همه چالش ها را میپذیرن! البته ناگفته نماند که اطرافیان کیف می کنند و چی بهتر از این که هر چی میگن طرف بگه چشم! اینطور نیست؟ حس و حالی که خودش داره چطوریه؟ یک الگوی تکراری !از بچگی یاد گرفته که بگه چشم! احتمالاً یه ارزش بوده: اگر اعتراض نمی کردی و چیزی از مامان بابا نمیخواستی فرزند خوبه بودی! اگر اعتراض کنی ناخلفی! معمولاً  افرادی که طرحواره اطاعت دارند از تله بازداری هیجانی هم  رنج می برن! احساسشون رو نمیگن حتی وقتی دارن منفجر می شن.

کلاف طرحواره ای

این دیگه کارو خیلی سخت تر می کنه! انبار باروت! طرحواره ایثار هم یه مقدار این شکلیه! با این تفاوت که افراد در طرحواره اطاعت به زور و فشار روانی بالا می پذیرند؛ اما در طرحواره ایثار سرویس دادن یه جنبه از خودگذشتگی رو نشون میده. در واقع وقتی که طرحواره ایثار فعاله من میگم آرامش خودمو می ذارم تو اولویت های بعدی، از خودم میگذرم بخاطر تو. انگار پشتش یه جور احساس مثبته؛ احساس اجتماع پسند. فکر کنم آروم آروم متوجه اهمیت طرحواره درمانی میشین اینا هم سرویسهای افراطی می دن ولی یه ذره احساس مثبت زیرشه. در طرحواره اطاعت من انجام میدم چون چاره ندارم!

کلاف طرحواره ها

حالا به نظرتون اگر فرد در کنار یکی از این دو تا و یا در فاجعه آمیز ترین حالت ممکن در کنار اطاعت و ایثار و بازداری هیجانی طرحواره معیارهای سختگیرانه هم داشته باشه چه اتفاقی می افته؟؟ نور علی نور میشه! معمولاً تجربه بالینی من در جلسات طرحواره درمانی بهم نشون داده که این افراد از درد های روان تنی، عصبی، روانپزشکی و روانشناختی بسیاری رنج می برند.

مثالی از این بازی شگفت انگیز!

احتمالا با یک مثال بهتر بتونم عمق فاجعه رو توصیف کنم: فردی رو تصور کنید که با پر رویی یکی از بستگان مواجه می شه و ناغافل بهش می گه که ما خانوادگی (ده نفره) میخوایم امشب بیایم پیشتون! نقش طرحواره اطاعت در بازی های طرحواره ای: با زور و فشار لبخند می زنه از سر توافق سرشو تکون میده.

خودش می دونه که از اضطراب و خشم بالا داره می خنده. و علی رغم میل باطنیش میگه: ااا؟ چقدر خوب! چی بهتر از این؛ دورهمی آخر هفته کیف میکنیم! نقش طرحواره ایثار در بازی های طرحواره ای: خوب چه اشکالی داره؟ اینا مگه غیر از ما کیو دارن؟ با هم دیگه یه کارایی می کنیم و یه چیزی می خوریم.

حالا منم می خواستم برم خونه مامان اینا نمیرم: هفته دیگه می رم! نقش بازداری هیجانی در بازی های طرحواره ای: برای چی میخوای بگی نه! یا ناراحتیتو بگی؟چالش ایجاد می شه؛ ناراحت می شن؛ نقش معیارهای سخت گیرانه:حالاکه قبول کردی باید پرفکت باشی وبی نقص! همه چی باید عالی باشه، بهترین غذا، بهترین دسر، سنگ تموم بزاری که تو ذهنشون بمونه. یه طوری که هیچ حرف و حدیثی توش نباشه.

خونه رو چیکار کنم مرتب نیست! عیب نداره خدماتی می گیرم الان بیاد و…… اگر اشتباه نکنم خوندن و مطالعه این مقاله حسابی اعصابتون رو خورد کرده! حالا تصور کنید کسانی که درگیر این بازی های طرحواره ای هستند چیمیکشن؟ من فکر می کنم اطرافیان نزدیک بیشتر اذیت می شن. لطفاً نظرات خودتون رو بنویسید.

3.5/5 - (4 امتیاز)
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.